|
درد را از هر سو نوشتم درد بود
|
ولی هر دم از شوق سوی در می ایم
و هر سو نگاهی میکنم
برای تو می نویسم برای تویی که تنهاییهایم پر از یاد توست
برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست
برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست
برای تویی که تمام هستیم در عشق تو غرق شد
برای تویی که چشمانم همیشه براه تو دوخته است
برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی
برای تویی که وجودم رامحو وجود نازنین خود کردی
برای تویی که هر لحظه دوریت برایم مثل یک قرن است
برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه من است
برای تویی که قلبت پاک است
برای تویی که عشقت معنای بودنم است
برای تویی که عشقت معنای بودنم است